PDA

View Full Version : گویش گیلکی


gsmsally
11-27-2007, 13:05
:star: تحقیق درباره گویشها و لهجه‌های شمال ایران و كناره‌های بحر خزر به ویژه گیلكی نخستین بار از سوی پژوهشگران اروپایی آغاز شد و زبان شناسان كشورهای اروپا قبل از دانشمندان ما به تحقیق و بررسی گویشهای ایرانی از جمله گیلكی پرداختند. پژوهشگران روسیه تزاری در این زمینه مقدم بر سایر زبان شناسان اروپایی هستند ولی نباید فراموش كرد كه تحقیق و پژوهش در گویش گیلكی از سوی آنان با هدف استعماری بی ارتباط نبود.
گیلكی مشتمل به دو گویش متمایز در دو ناحیه غربی و شرقی است كه هنگام تحقیق گویش‌ رایج رشتی معیار بررسی و پژوهش گیلانی است:

v از جمله خصایل آوایی گیلكی این است كه الف ممدد و خالی از كشش است و به صورت الف مقصود تلفظ می‌شود. اصولاً ماهیت آوای گیلكی – صدای الف ممدود ناسازگار است مانند : جان --------->جن؛

v در گیلكی الف (همزه) در آغاز واژه شعر آوایی به خود می‌گیرد. تبدیل حروف در گیلكی متكی به سنت دیرین دستوری در زبانهای ایرانی است، در گیلكی چند حرف كه نزدیكی آوایی دارند به یكدیگر تبدیل می‌گردند: باز ---------->واز - گاو ----------> گاب

های ملفوظ كه پس از الف ممدود بیاید در تلفظ حذف می‌شود: گناه --------->گنا. در تلفظ برخی اعداد، هاء به تلفظ نمی‌آید: چهار --------->چار. در گیلكی اسامی به «ان» جمع بسته می‌شوند. در فارسی صفت غالباً بعد از موصوف می‌آید ولی در گیلكی صفت پیش از موصوف می‌آید. همچنین كلمات مركب با صفات و مضاف‌الیه جای خود را تغییر می دهند.

ضمیر اشاره نزدیك در گیلكی « اَ » می‌باشد و برای اشاره به دور از « او » استفاده می‌شود.

ضمایر در پیوند با اسم كه جنبه ملكی داشته باشند این گونه‌اند: می – تی – اونه – امی – شومی – اوشانه

پیشوندها در گیلكی نقش سهمی دارند. فعل گیلكی از نظر پیشاوند بر دو گونه است: فعل بدون پیشاوند و فعل با پیشاوند كه با تغییر پیشاوندها حرف وصفی فعل گیلكی دگركون می‌‌شود:

چشئن : چیدن

دی – چن : نظم دادن اشیاء

اوچن : برچیدن

فوچن : چشم بستن

واچن : كندن

در گیلكی پسوندهای بسیار وجود دارد مانند : ان – وند – اند – گاو – مان – ال – سرا – بان - گی – سارو ... در گیلكی علامت مصدری عبارتست از : ئن – دن – تن – ستن – كه « دن » بیشتر استفاده می‌شود.

ریشه شناسی واژه‌های گیلكی از جالب‌ترین و مطلوب ترین بخشهای زبان شناسی در تحقیق این زبان است. زبان گیلكی بازمانده پهلوی شمالی است كه از این لحاظ به واژه‌های زیادی برمی‌خوریم كه ریشه زبان پهلوی در آنها نمایان است:



رشتی
فارسی
پهلوی

والیشتن
لیسیون
لیشتن

گفتن
افتادن
كفتن

واستی
باید
اواپستن

واش
علف
واش




تعداد قابل توجهی از لغات گیلكی را واژه‌های دخیل عربی تشكیل می‌دهد كه از فارسی وارد گیلكی شده است:

1- واژه ‌های عربی كه همزه آغاز می‌شود و در گیلكی تبدیل به (ای) می‌شود.

عربی گیلكی
اسم ایسم
استفاده ایستیفاده
اسلام اسِلام
انقلاب اینقلاب

2- گرایش به « ای » در گیلكی چنان است كه حروف دیگر نیز گاهی به آن تبدیل می‌شود:



عربی


گیلكی

كتاب
كیتاب

لباس
لیباس

حساب
حیساب

سوا
سیوا


3- در دسته‌ای از واژه‌های گیلكی تغییر فاحش در صورت واژه‌های عربی دخیل و طرز تلفظ آنها بسیار محسوس است:

عربی
گیلكی

قبول
قوبیل

صبح
صوب

بالاخره
بیلاخره

احتمال
ایتیمال




4- گرایش بر حذف تشدید در گیلكی محسوس است : غصّه -------> غرصه -

حمّال -------->حمبال

5- حروف حلقی به الف مقصود تبدیل می‌شود:

عربی
گیلكی

قاعده
قایده

محشر
ماشر

احوال
اوال

معشوق
ماشوق




6- در تعبیه‌ها و شبه جمله‌ها نیز تغییر روی می‌دهد:

عربی
گیلكی

بلاوارث
بیله وارس

غن قصد
انقسه (عمداً)




7- اسامی خاص عربی نیز در گیلكی دستخوش تحول شده‌اند:

عربی
گیلكی

اسماعیل
ایسمال

محمد
ممد

محمود
مامود

كاظم
كاظیم




در پایان باید به كارهیا علمی ارزنده‌ای كه معرفی و شناسایی گیلكی انجام شده به اختصار سخن گفت . دكتر عیسی مدنی - كتاب شناسی و بررسی واژه‌نامه‌ها،دستورنامه‌ ا و نوشته‌های گیلكی و دیلمی و تالش از سده هشتم تاكنون ویژگی‌های صرف و نحو گیلكی. كریم كشاورز

همچنین نوشته‌ها و تحقیقات آقایان: عبدالكریم گلشنی – محمد بشری – علی اكبر مرادیان - فریدون نوزاد – محمود پاینده – تیمور گورگین.

arash
11-28-2007, 13:43
خوبه
به کمک دوستان ميشه اين تاپيک رو هر روز کاملتر کرد ....

gsmsally
12-01-2007, 10:41
:star:نظر شما راجع به اين اسامي چيست؟ آرنگ(نام کوهي در اشکِوَرات)، افرا( از درختان جنگلي)، پاموج( راه‌پيما، هم‌پا)، پورديل(آدم با دل و جرات)، جيم‌رو(سرخ رو، آتشين‌رخ)، داره( داس مخصوص دروي برنج)، دامون(جنگل) و...که از جمله نام‌هاي گيلاني براي پسرهاست و يا نام‌هايي مانند گيل(قوم گيل)، گيلداد(اسم تاريخي)، ليما(اسم کوهي در منطقه تنکابن)، نسپر(از انواع پرندگان جنگلي خوش آواز)، اَرسو(اشک غم يا شادي)، نيناي(عروسک) و ...

به طور کلي نام هاي گيلاني را مي توان به پنج دسته متمايز تقسيم نمود:

نام‌هاي مذهبي و تاريخي
گيلانيان در بسياري از موارد تاکيد بسياري بر اين موضوع داشته‌اند که نام فرزندان آن‌ها بايد نام پيامبر، امامان و معصومين باشد، زيرا براين عقيده بوده‌اند که امامي که اسمش را روي بچه گذاشته‌اند ، روز قيامت شفيعش مي‌شود: محمد، حسن، حسين، فاطمه، معصومه و...
همچنين ممکن بود که براي تولد فرزند خود دست به دامان امام‌زاده‌اي شوند و نذر کنند که در صورتي که فرزند آنان پسر شد نام آن امام‌زاده را روي فرزند خود بگذارند و يا اگر فرزند آن‌ها دختر بود او را گداي آن امام‌زاده بدانند و به همين جهت نام هايي نظير گداعلي، گداخانم و... نام‌هايي بودند که بر فرزندان خود مي‌گذاشتند و نذر مي‌کردند که اگر فرزند آن‌ها سالم به دنيا آمد بر او لباس گدايي بپوشانند و او را وادار به گدايي کنند و پولي را که از اين راه جمع کرده‌اند هديه به آن امام‌زاده کنند.
همچنين نام بعضي از پادشاهان و شخصيت‌هاي علمي فرهنگي و هنري که از اين دسته مي‌توان نام‌هايي نظير تي‌تي‌پري (دختر قرامحمدچپک، همسر خان‌احمد لاهيجي)، کوشيار(دانشمند مشهور گيلک)، گيلداد (نام تاريخي)، موتا(سردار باستاني گيلان) ورنا(نام باستاني و کهن گيلاني) و شراگيم(اسم تاريخي) را نام برد.

نام‌هايي که نمود طبيعي هستند
اين گونه نام‌ها در هر فرهنگ و گويشي وجود دارند و عناصر طبيعي موجود در آن منطقه را در بر مي‌گيرد از جمله نام گل‌ها و گياهاني که از هر لحاظ مورد توجه بوده، حتي جانوران و موجوداتي که از نظر قدرت مثال زدني بودند و نه به اين منظور که نام حيواني را بر انسان بگذارند بلکه منظور نسبت دادن آن صفت بارز به شخص است، به عنوان مثال نام اسد در فارسي.
در هر صورت در اين نوع از نام‌گذاري ذوق و سليقه نام‌گذارنده بيشتر موثر است. او مي تواند به پيرامون خود دقيق شود و آن را جستجو کند.
نام‌هايي نظير اوخان(پژواک)، ايجگره(فرياد)، تام(آرام و ساکت)، چيکا(نام پرنده‌ايست)، دامون(جنگل)، توکالي(قله کوه) براي پسران و يالمند(تيرکمان، قوس و قزح)، هاراي(گريه و فغان)، وارش(باران)، تي‌تي(شکوفه)، نيناي(عروسک) براي دختران و بعضي نام‌هاي مشترک ميان دختران و پسران نام برد.

نام هايي که از مکان‌هاي مختلف گرفته شده است
در اين مورد مي‌توان از نام جاها به ويژه اگر کودک زاده همان جا باشد يا والدين، شهري را که در آن مکان ريشه داشته باشند بر کودک خود بنهند. نام‌هايي از قبيل گورج، ميکال، شوئيل، گسکر، نيلو و...

نام‌هاي ترکيبي
در مورد نام هاي ترکيبي بيش از هر چيز ابتکار گذارنده شرط است و خود مي‌تواند با استفاده از ذوق و سليقه خود و تسلط بر واژگان گيلکي و شناخت اجزاي آن دست به گزينش نامي جديد بزند، بي آنکه به اصالت نام خدشه وارد آيد. همچنين اين نام را مي‌توان بر اساس حوادث و يا... که در زمان تولد مشاهده مي‌شود انتخاب نمود. مثلا اگر دختربچه‌اي در زمان شکوفه دادن درخت سيب به دنيا بيايد، نامش را سِب‌گول(گل سيب) مي‌گذارند. يا نام‌هايي نظير مَهتُوْ شب(شب مهتابي)، کاس‌آقا(پسر زاغ چشم)، سورخِ‌جول( صورت گل انداخته) و...

ديگر کلمات و صفات
کلمات و صفاتي نظير ياور(کمک)، نازبداشته(نازپرورده)،گولاز (افتخار ، مباهات)، فوتور(زبر و زرنگ) و...
در اين‌جا نيز چند نمونه از نام‌هاي گيلاني را براي آشنايي بيشتر شما ذکر مي‌کنم:

اسامي مشترک بين دختر و پسر
اَياز(شبنم) / راپا(منتظر) / شوروم(مه صبح گاهي) / چيکا(نام پرنده) / آموج(آموخته، خوگرفته) / قاينا(قانع، متقاعد) / ليما(اسم کوهي در حوزه تنکابن) / ورف(برف) / گيله‌وا(باد شمال شرقي) / وني(بلندترين قله فومنات) / ماز(نام کوهي ميان گيلان و مازندران) / سورخِ جول(صورت گل انداخته) / گولاز(افتخار و مباهات) / فوتور(زبر و زرنگ، آتشپاره) / فوتيربلا(زبر و زرنگ،آتشپاره) / شيلان(اطعام و انفاق عامه مردم به شکرانه سلامتي و همچنين وسعت و گشايش رزق و روزي) / شوکا(برزه، نام کوچکترين گوزن ايران که در جنگل‌هاي گيلان زندگي مي‌کند)

اسامي دختران
يالمند( تيرکمان، قوس و قزح) / آييل(پري شاهرخ، نوعي پرنده) / هاراي(گريه ،فغان) / ووشه(خوشه) / وارش(باران) / پامچال(نوعي گل) / تال(نيلوفر وحشي) / گِئشه(عروس، عروسک) / تي‌تي(شکوفه) / ناجه(آرزو) / نيلو(اسم مکان در اشکورات) / نيناي(عروسک) / اَرسو( اشک غم و شادي) / اليزه( اسم محلي در رودبار) / آمولاي(پروانه) / برفانک(پرنده‌اي از انواع سهره) / بي‌بي(کرم ابريشم) / پاپلي(پروانه) / پرزه(آهو) / ترمي(مه) / تلايه(صبح خيلي زود) / چولي(چکاوک) / روجا(ستاره) / ساره(ستاره) / سيتکا(مرغ مينا) / شامار( ملکه، بهترين مادر) / ليرو(گلي زرد رنگ با ساقه بلند و بسيار معطر) / ماسو(روشنايي ماه) / مليجه(گنجشک) / رزِ ووشه(خوشه انگور) / ايسپيلي( گياه گل‌دار آدونتيس تابستانه) / مهتو شب(شب مهتابي) / گول‌صفا(گل لاله‌عباسي) / گول‌تره(نيلوفر صحرايي) / کاس‌خانم( دختري که چشمان زاغ(آبي) دارد) / نازبداشته(ناز پرورده) / مستوره(نمونه) / کاسي(از اسامي دخترانه روستايي و به معني چشم زاغ) / کاس‌گول(از ديگر نام‌هاي محلي گياه سوته‌واش است که از گل‌هاي وحشي صحرايي به حساب مي‌آيد و به نام گل استکاني در منازل مي‌کارند) / مريم‌بانو(گوش‌ماهي يا صدف‌هاي به رشته در آورده و گردن‌بند شده) / پلهام(گل صورتي و سفيد با مزه بادام تلخ و ميوه سياه) / سيلاني( پرنده‌اي با سينه سفيد و بال‌هاي سياه که از گنجشک بزرگتر است) / کِلِکا(دختر کوچک) / گيلِ‌کور / کوره‌کا(دختر کوچک)

اسامي پسران
خوجير( زيبا، خوب، جميل) / اوخان(پژواک) / ايجگره(فرياد) / تام (آرام و ساکت) / توکالي(قله کوه) / دامون(جنگل) / شراگيم(اسم تاريخي) / گيل‌داد(اسم تاريخي) / موتا(از سرداران باستاني) / نسپر( از انواع پرندگان جنگلي خوش آواز) / نومود( برازنده، در خور) / نيما( کوهي در شمال، يوش مازندران) / ورنا( نام باستاني و کهن) / والاي(تلاطم) / واشک( عقاب تالابي،ازپرندگان تابستاني) / نوبيل(از محله‌هاي رشت) / کاسان(نام دهکده‌اي ست) / سراوان(نام روستايي ست) / گول‌علي( از اسامي مذکر گيلاني) / ساج‌علي(زلف‌علي) / ياور (کمک) / گورج(نام مکان) / ميکال( نام مکان) / شوئيل(نام مکان) / گسکر( نام مکان) / کيسوم(نام محل) / ليسار( از رودهاي گيلان است در شمال گرگانرود جاري است) / گيلانشا(مرغ باران که چون آوا سر دهد باران نازل خواهد شد.) / اسفار(اسپار، شکل محلي خزري ميانه اسوار است، وي پسر شيرويه و يکي از رهبران نطامي ديلمي است) / اميناي( نام يکي از شاعران گيلاني، اميناي رودسري) / کياملک( از مقتدرترين امراي سلسله هزاراسبي اشکوري بود) / کوشيار( رياضيدان و اختر شناس برجسته و نامدار گيلاني) / وَهرَز( نام يکي از بزرگان گيلاني) / گيلک( اهل گيلان)

arash
12-06-2007, 18:48
سرآغاز ادبيات معاصر گيلکی را بايد در نهضت جنگل دانست که به رهبری سردار پرآوازه گيل و ديلم، رييس شهيد جمهوری گيلان، يونس استادسرايی (معروف به ميرزاکوچک‌خان) در گيلان و غرب مازندران به‌وجود آمد.
در اين دوره ما به دو مکتب در ادبيات گيلکی برمی‌خوريم. يکی در نهضت جنگل و ديگری در حوزه خارج از آن. نمونه‌های برجسته شعر گيلکی در نهضت جنگل توسط ميرزاحسين‌خان کسمايی، نديمی گيلانی و خود ميرزا گفته شده است. [عمده اين آثار در روزنامه جنگل، ارگان جمهوری گيلان منتشر می‌شده است. ورگ] از جمله شعری از ميرزاکوچک:

گيسه گِئسا کودی جالستنِ ره
رِئسه رِئسه کودی، والستنِ ره
می ديل او ميان دبسته بوسته
بميرم تی دَبَس وابَستنِ ره

[Gise gesä kudi, jälestanə re
rese rese kudi, välestanə re
Mi dil u miyän dabaste boste
bəmiram ti dabas väbastanə re]

(گيسو را درهم بافتی برای آويخته شدن/ آن‌را تاب دادی و پيچاندی برای تاباندن/ دل من در آن ميان بسته شد/ برای بستن و بازکردن تو بميرم.)

در جريان خارج از نهضت جنگل، معروف‌ترين شخصيت، نيمايوشيج است که اشعار گيلکی تبری او در کتابی موسوم به روجا [روجا واژه‌ای گيلکی است به معنی ستاره] جمع‌آوری شده است. از جمله اشعار وی:

کيجا ساره، فرنگی ره مونسّ
مِه ور نيشت و اميری خونسّ
گتی مه دل درو چونسّ
وِ دل خاس، من گُمُ وی دونسّ

(دختر ساره شبيه فرنگی‌ها بود/ در کنار من می‌نشست و اميری می‌خواند/ تو گويی که از دل من چگونه خبر داشت؟/ دل او می‌خواست و من می‌گويم که می‌دانست.)

هم‌زمان با آغاز رژيم پهلوی در ايران سياست مبارزه با فرهنگ‌ها و زبان‌های محلی به منظور يک‌دست کردن کشور آغاز شد. به زور تفنگ، از مردم نواحی مختلف خواسته شد تا لباس‌های بومی خود را کنار بگذارند. چاپ کتاب به زبان‌های غير از فارسی ممنوع شده و سياست تمسخر و کم‌ارزش و بی‌مقدار دانستن و تحقير زبان‌های محلی آغاز شد. هم‌زمان ايجاد شايعه و جوک، ايجاد اختلافات گسترده بين سخن‌وران يک زبان (مثل گيلان و مازندران – کردستان و کرمانشاه و...) با کمک روزنامه‌ها، سپس راديو و سرانجام تلويزيون (در زمان پهلوی دوم) و نشر نظريه‌های خنده‌دار و مزخرف در حوزه زبان پی‌گيری شد.(1) با اين سياست‌ها، آمار چاپ کتاب در تمام زبان‌های ايرانی (غير از فارسی) کاهش يافت.

از نشريه دانشجويی زيته
جواد صادقی

arash
12-06-2007, 19:05
تحقيق درباره گويشها و لهجه‌هاي شمال ايران و كناره‌هاي بحر خزر به ويژه گيلكي نخستين بار از سوي


پژوهشگران اروپايي آغاز شد و زبان شناسان كشورهاي اروپا قبل از دانشمندان ما به تحقيق و بررسي گويشهاي ايراني از جمله گيلكي پرداختند. پژوهشگران روسيه تزاري در اين زمينه مقدم بر ساير زبان شناسان اروپايي هستند ولي نبايد فراموش كرد كه تحقيق و پژوهش در گويش گيلكي از سوي آنان با هدف استعماري بي ارتباط نبود.
گيلكي مشتمل به دو گويش متمايز در دو ناحيه غربي و شرقي است كه هنگام تحقيق گويش‌ رايج رشتي معيار بررسي و پژوهش گيلاني است:
<!--[if !supportLists]--> v <!--[endif]--> از جمله خصايل آوايي گيلكي اين است كه الف ممدد و خالي از كشش است و به صورت الف مقصود تلفظ مي‌شود. اصولاً ماهيت آواي گيلكي – صداي الف ممدود ناسازگار است مانند : جان --------->جن؛
<!--[if !supportLists]--> v <!--[endif]--> در گيلكي الف (همزه) در آغاز واژه شعر آوايي به خود مي‌گيرد. تبديل حروف در گيلكي متكي به سنت ديرين دستوري در زبانهاي ايراني است، در گيلكي چند حرف كه نزديكي آوايي دارند به يكديگر تبديل مي‌گردند: باز ---------->واز - گاو ----------> گاب
هاي ملفوظ كه پس از الف ممدود بيايد در تلفظ حذف مي‌شود: گناه --------->گنا. در تلفظ برخي اعداد، هاء به تلفظ نمي‌آيد: چهار --------->چار. در گيلكي اسامي به «ان» جمع بسته مي‌شوند. در فارسي صفت غالباً بعد از موصوف مي‌آيد ولي در گيلكي صفت پيش از موصوف مي‌آيد. همچنين كلمات مركب با صفات و مضاف‌اليه جاي خود را تغيير مي دهند.
ضمير اشاره نزديك در گيلكي « اَ » مي‌باشد و براي اشاره به دور از « او » استفاده مي‌شود.
ضماير در پيوند با اسم كه جنبه ملكي داشته باشند اين گونه‌اند: مي – تي – اونه – امي – شومي – اوشانه
پيشوندها در گيلكي نقش سهمي دارند. فعل گيلكي از نظر پيشاوند بر دو گونه است: فعل بدون پيشاوند و فعل با پيشاوند كه با تغيير پيشاوندها حرف وصفي فعل گيلكي دگركون مي‌‌شود:
چشئن : چيدن
دي – چن : نظم دادن اشياء
اوچن : برچيدن
فوچن : چشم بستن
واچن : كندن
در گيلكي پسوندهاي بسيار وجود دارد مانند : ان – وند – اند – گاو – مان – ال – سرا – بان - گي – سارو ... در گيلكي علامت مصدري عبارتست از : ئن – دن – تن – ستن – كه « دن » بيشتر استفاده مي‌شود.
ريشه شناسي واژه‌هاي گيلكي از جالب‌ترين و مطلوب ترين بخشهاي زبان شناسي در تحقيق اين زبان است. زبان گيلكي بازمانده پهلوي شمالي است كه از اين لحاظ به واژه‌هاي زيادي برمي‌خوريم كه ريشه زبان پهلوي در آنها نمايان است:

رشتي فارسي پهلوي
واليشتن ليسيون ليشتن
گفتن افتادن كفتن
واستي بايد اواپستن
واش علف واش


تعداد قابل توجهي از لغات گيلكي را واژه‌هاي دخيل عربي تشكيل مي‌دهد كه از فارسي وارد گيلكي شده است:
<!--[if !supportLists]--> 1- <!--[endif]--> واژه ‌هاي عربي كه همزه آغاز مي‌شود و در گيلكي تبديل به (اي) مي‌شود.
عربي گيلكي
اسم ايسم
استفاده ايستيفاده
اسلام اسِلام
انقلاب اينقلاب

<!--[if !supportLists]--> 2- <!--[endif]--> گرايش به « اي » در گيلكي چنان است كه حروف ديگر نيز گاهي به آن تبديل مي‌شود:

عربي
گيلكي
كتاب كيتاب
لباس ليباس
حساب حيساب
سوا سيوا

3- در دسته‌اي از واژه‌هاي گيلكي تغيير فاحش در صورت واژه‌هاي عربي دخيل و طرز تلفظ آنها بسيار محسوس است:
عربي گيلكي
قبول قوبيل
صبح صوب
بالاخره بيلاخره
احتمال ايتيمال


4- گرايش بر حذف تشديد در گيلكي محسوس است : غصّه -------> غرصه -
حمّال -------->حمبال
5- حروف حلقي به الف مقصود تبديل مي‌شود:
عربي گيلكي
قاعده قايده
محشر ماشر
احوال اوال
معشوق ماشوق


6- در تعبيه‌ها و شبه جمله‌ها نيز تغيير روي مي‌دهد:
عربي گيلكي
بلاوارث بيله وارس
غن قصد انقسه (عمداً)


7- اسامي خاص عربي نيز در گيلكي دستخوش تحول شده‌اند:
عربي گيلكي
اسماعيل ايسمال
محمد ممد
محمود مامود
كاظم كاظيم

arash
12-06-2007, 20:22
....

زبان گیلکی دارای سیر تاریخی طویل المدتی است که آغاز آن در ژرفای تاریخ باستان، ناپیداست؛ یعنی ما تا آنجایی که تاریخ، کلام نیاکان مان را به ثبت رسانده است میتوانیم درباره زبان گیلکی سخن بگوییم که این نشان از همسان بودن عمر زبان گیلکی با عمر انسان سخنور دارد. مقایسه واژه های موجود در گیلکی امروز با واژه های موجود در سنگ نبشته ها و کتابهای باقیمانده از انسان باستان، گواه این مدعاست.
از آنجایی که زبان، همراه با زندگی بشری، همواره با انسان بوده است، همواره از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و دستاوردهای تاریخی و فرهنگی و اجتماعی هر عصری بر ذات آن تاثیر نهاده و زبان آنها را حمل نموده ، بنابراین زبان جزء مهمی از هویت سخنوران آن زبان است و ما گیلکان نیز از این قائده جدا نیستیم.
حال میبینیم که زبان، فقط وسیله ای برای برقراری ارتباط نیست و این، تنها یکی از کارکردهای آن است. اما نیاکان ما در طول تاریخ، به خصوص بعد از کشور گشاییهای فراوان و تشکیل حکومتهایی مانند آل بویه و … به دلیل ارتباطاتی که با جهان اطراف خود داشته اند با وجود اینکه زبان این حاکمان گیلکی بود، اما برای برقراری ارتباط با زیردستان خود به ناچار از زبانی که سخنوران بیشتری داشت، یعنی فارسی، استفاده می کردند که این، به صورت عادت برای حاکمان بعدی، حتی برای حاکمانی که در مناطق گیلک نشین حکومت میکردند باقی ماند. البته این وضعیت تنها برای گیلکان نبود و میتوان آن را در حکومت ترکان و … هم مشاهده نمود. در زمان معاصر، به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی غیر گیلکی، از جمله سینما و تلویزیون و مطبوعات و همچنین آموزش کودکان در مدارس به زبانی به جز گیلکی، شاهد کاهش متکلمان به زبان گیلکی هستیم.

اکنون در کجای راهیم؟
خوشبختانه با رشد فناوری و ارتباطات در دهه اخیر، فرصتی دوباره برای گیلکان بوجود آمده است تا به وسیله آن به پاسداشت و حفظ فرهنگ و هویت خویش و همچنین توسعه و شناساندن آن بپردازند. اما در رابطه با زبان گیلکی یکی از موانع موجود، نوشتن به زبان گیلکی است، زیرا گیلکان به طور کلی با دو رسم الخط، یعنی “عربی” و “لاتین” آشنا هستند که هر دو دارای نقائصی در نوشتن به زبان گیلکی اند که با مثالی در زیر به آن میپردازیم:

به این جمله دقت کنید:

GLK: vaqti bušom hasane kitǎbə hagiram, mammade gab ma yǎd buma

فارسی: وقتی که رفتم کتاب حسن را بگیرم، حرف محمد یادم آمد.

همانطور که مشاهده مینمایید ما دو نوع ” اِ ” در گیلکی داریم، یکی ” ə ” که ” اِ ” کوتاه میباشد و در اینجا به معنی ” را ” میباشد و دیگری ” e ” که ” اِ ” معمولی بوده و بیانگر صفت ملکی است. حال اگر میخواستیم این جمله را به خط عربی بنویسیم به این صورت میشد:

وقتی بوشم حسنه کیتابه هگیرم، ممده گب م یاد بوم.

شما در بالا نمیتوانید ” را ” مفعولی و صفت ملکی را از هم تمایز بدهید. ضمناً ایراد بزرگتر خط عربی این است که شما نمیتوانید از روی خط، تلفظ صحیح کلمه را نشان دهید. یعنی خواننده نمیتواند متن را به درستی بخواند. و اگر بخواهیم که متن را به درستی بخوانیم، باید از اِعراب بیشماری استفاده کنیم که به این صورت در خواهد آمد:

وَقتی بوشُم حَسَنِه کیتابِه هَگیرَم، مَمَدِه گَب مَ یاد بومَ.

همانطور که میبینید، نوشتن به این صورت، مخصوصاً برای مطالب طولانی، خسته کننده خواهد بود. و مشکل دستوری نیز همچنان باقیست.

اما حروف لاتین:

LA: vaqti bushom hasane kitabe hagiram, mammade gab ma yad buma

همانطور که می بینید در اینجا هم همان مشکلات دستوری و آوایی برقرار است، یعنی ” اِ ” کوتاه نداریم و حروف ” a ” و ” ǎ ” متمایز نیستند و همینطور مجبوریم از دو حرف برای حروفی مانند “sh, zh ” استفاده کنیم که هنگام خواندن باعث اشتباه میشوند.
علاوه بر این نوشتارها، نوشتارهای دیگری هم برای زبان گیلکی استفاده میشود که متاسفانه در کیبورد وجود ندارند. مثلن در نوشتاری که در مجله گیله وا به کار میرود، برای نشان دادن “اِ” کوتاه از عدد “7″ در بالای حرف مورد نظر و برای نشان دادن “یا”ی غیر ساکن در آخر جمله مثلن در کلمه “مارِی” از عدد “8″ استفاده میشود.
خود من از نوشتار گیلکیِ زیر استفاده میکنم که از هر جهت توانایی گیلکی نویسی را دارد، اما مشکل آن در ارتباط با کاربر معمولی کامپیوتر است که باید توانایی نصب آن را داشته باشد و در ثانی، این فونت فقط در “مایکروسافت ورد” قابل استفاده است که ضعف بزرگی محسوب میشود.

نوشتار پیشنهادی زبان گیلکی:


ǎ – dǎr, ǎwxus – EN: cup – FA: مادر

a – valg, arəsu – cat – مرد

b – banə, buruš - blood – باد

c - cucǎr, cišnak – church – چاپ

d – dapark, darcə - dog – دارو

e – darjen, eškil – enjoy – امکان

f – fuduš, fašk – fall – فاصله

g – gw, gulǎz – good – گاز

h – hǎjhǎjey, mahtw – hand – هلو

i – titi, ibci – miss – میز

j – jigǎ, bijgir – just – جارو

k – kaškarat, kuluškan – kilo – کتان

l – lambə, alw – lamp – لاله

m – muštə, ambas – mask – مار

n – ninaki, alon – nice – نهار

o – donasan, ruxonə - open – میز

p – rǎpǎ, pišxon – paper – پا

q – qadim, qutti – ghost – قو

r – pitǎr, šumǎr – ring – پسر

s – siftǎl, kunus – sister – سیر

t – til, vištar – total – تیر

u – tusedǎr, mutonjin – too – مامور

ǔ – tǔl, dǔrin – Tuesday – تیونر

v – vǎron, vašey – voice – وارد

w – dwsan, twsan – ram bow – دوران

x – kišxǎl, xoškǎr – match – خاک

y – yattan, viyay – yes – یاور

z – zibil, zasan – zebra – زرد

ə - vərg, palə - ago – X

š – šukul, šwpar – shop – شیر

ž – žagalə, žarf – vision – واژه


من در “مایکروسافت ورد” این حروف (ǎəšžǔ) را اینگونه وارد میکنم:

به مسیر زیر در “مایکروسافت ورد” رفته و تنظیمات را انجام دهید:

Insert à symbol à font: (normal text), from: Unicode (hex

حال در لیستی که مشاهده مینمایید میتوانید حروفی با این تعاریف بیابید:

ǎ = LATIN SMALL LETTER A WITH CARON

ə = LATIN SMALL LETTER SCHWA

š = LATIN SMALL LETTER S WITH CARON

ž = LATIN SMALL LETTER Z WITH CARON

ǔ = LATIN SMALL LETTER U WITH CARON

حال شما میتوانید با انجام عملیات زیر برای تک تک حروف، یک “shortcut” بسازید، یعنی مثلن با فشردن دو دکمه “Ctrl” و “/“، حرف “ǎ” را در “ورد” تایپ کنید:در لیستی که باز نموده بودید، بر روی “ǎ” کلیک کنید؛ سپس بر روی “shortcut key” کلیک کنید، حال کلید “Ctrl” را به همراه “/“ بفشارید؛ اکنون بر روی “assign” و سپس “close” کلیک کنید. حاال اگر در “مایکروسافت ورد”تان، دو دکمه “Ctrl” و “/” را با هم بفشارید،حرف “ǎ” به نمایش در خواهد آمد.توصیه میشود که حروف دیگر را نیز به صورتهای زیر، طبق دستورالعملی که در بالا دیدید،“shortcut“ کنید:


ə = “Ctrl”+” . “ نقطه

š =”Ctrl” + ” , “ ویرگول

ž =”Ctrl”+” ‘ “ آپاستروف

ǔ=”Ctrl”+” ; “ نقطه ویرگول

به هر حال جامعه گیلکان در راستای رشد و گسترش زبانی خود میبایست یک شیوه نگارشی واحد را برای خود برگزیند
از سايت زيته ( در لغت گيلکي به معناي جوانه است )

تاپيک قبل خودم را اصلاح ميکنم گيلکي يک زبان واحد است نه يک گويش .